۱۳ کاری افراد با ذهن قوی انجام نمی دهند

۱۳۹۶/۰۴/۲۸ بدون نظر انگیزشی, سبک زندگی, موفقیت

با تجربه ایی که در زمینه روانشناسی دارم همیشه سعی کردم تا افرادی رو که بهم مراجعه می‌کنند کمک کنم تا بتوانند راحتر توانایی و مهارت هایی که دارند را پیدا کرده و در زندگی ازشون استفاده کنند. اما در مبارزات روزمره چیزی که همیشه حائز اهمیت این است که شما باید نقاط ضعف و قوت خودتون رو به چالش بکشید. در سال ۲۰۰۳ مادرم به طور غیر منتظره ایی درگذشت و و دقیقا دوروز قبل از سومین سالگرد مادرم شوهر ۲۶ ساله من هم دوچار یک حمله قلبی شد و هفت سال بعد هم پدرم فوت کرد این یک تراژدی نابود کنندست.وقتی که در همچین شرایط غمباری قرار میگیرید به طور طبیعی نقاط ضعف شما قوت گرفته و دائم شما را به ناراحت بودن و حس پوچی ترقیب می‌کنند که می‌تواند افراد را تا هر اندازه ایی به ورطه نابودی بکشد. اما برای اینکه شما دوباره با قدرت برگردید و بتوانید بر این احساسات پوچ فائق بیایید باید حس قربانی بودن رو بشت سر بگذارید و به آینده زندگی خودتون امیدوار باشید. سختی ها به شما یاد میده حتی اگر یک یا دو عادت بد رو در خودتون میبینید، ممکنه که همین دو عادت بد مانع از رشد و شکوفایی شما بشود. در این شرایط شما باید بتوانید قدرت ذهنی خودتان را بالا ببرید اما این کار هم آسان نیست چون افکار منفی به راحتی در ذهن شما بنیادی می‌شوند و به سختی میشه فراموش شان کرد. به همین دلیل در این مقاله به ۱۳ موردی اشاره می‌کنیم که افراد با ذهن قوی انجام نمی‌دهند:

.

۱: هیچ موقع برای خودتون احساس تاسف نکنید.

همه در زندگی شکست هایی تجربه می‌کنند اما در مرحله اول افراد سعی می‌کنند تا با این مشکلات کنار بیایند. ولی اگر نتوانید اون رو به خوبی درک کنید ممکنه شما را به جایی برساند که شما برای خودتان احساس تاسف بخورید که اصلا خوب نیست چون این حس به کلی شما را از ادامه مسیر بازمی‌دارد و فایده ایی هم نداره چون قرار نیست با تاسف خوردن چیزی درست بشود. ببینید دور بودن از غم و اندوه غیر ممکنه اما اینکه تاسف بخورید یا نه انتخاب خود شماست پس این شمایید که باید بتوانید احساسات خودتان را کنترل کنید. در همچین وضعیتی سعی کنید خودتون رو به کاری که علاقه دارید مشغول کنید تا از درگیری های افکارتون کم کنید.

۲: با قدرت تصمیم بگیرید.

شما نمی‌توانید حس یک قربانی رو داشته باشید و بعد ذهنی قوی هم داشته باشید چون در این صورت شما یک قربانی هستید چون زمانی که خواهر شما به راحتی می‌تواند شما را ناراحت کند و یا رئیس تان باعث می‌شود تا شما نسبت به خودتون حس بدی داشته باشید یعنی شما دارید به راحتی قدرت رو به آنها می‌دهید و خودتون رو قربانی شرایط می‌کنید. برای انیکه بتوانید به راحتی براین افکار غلبه کنید خوبه در نگرش خودتون تغییری ایجاد کنید چون شما همیشه کار کردن تا دیر وقت را دوست ندارید برای همین افکار منفی را در ذهن شما قوی می‌کند پس می‌توانید به جای این نگرش بیایید و تا دیروقت بودن رو نوعی وضعیت شغلی خودتان بدانید و ببینید که ممکنه چه عواقبی برای شما داشته باشه در اولین قدم این خود شمایید که می توانید در نگرش خودتون تغییراتی رو ایجاد کنید.

۳: خجالت کشیدن از ایجاد تغییر.

اگر شما از ایجاد تغییرات در زندگی خودتون خجالت می‌کشید نشان میده که هنوز در شرایط گذشته خودتون گیر کردید و این به این معنی است که شما می‌دانید زندگی گذشته شما غلط است اما حاضر به اصلاح اون نیستید. بدانید دنیا در حال تغییر و کسانی می‌توانند در همچین شرایطی موفق باشند که خودشون رو با این وضعیت وفق بدن. ممکنه این تغییر تا مرز خارج شدن شما از کارتون و یا قطع کردن رابطتون با یک فرد خاص پیش برود.

۴: انرژی گذاشتن روی کارهایی که نمی‌توانیم به خوبی از پسشون بر بیاییم.

شکایت کردن از وضعیت نمی‌تواند شرایطی را که درش هستید تغییر بدهد این چیزی است که شما قرار نیست کنترل کنید اما اگر این انرژی رو روی کاری بگذارید که می‌توانید به راحتی کنترلش کنید یعنی شما می‌توانید برای وضعیت هایی که درش قرار می‌گیرید مدیریتی هوشمندانه داشته باشید. وسوسه شدن واژه ای است که همه تجربه کردن چه در انجام کارها و چه در زیرنظر داشتن افراد دوروبرمان ولی نکته اینجاست تا به حال شده در شرایطی باشید که شما مسئول هستید ولی مجبور باشید به تصمیمات کس دیگری عمل کنید. در این وضعیت شما کنترلی بر محیط ندارید اما این شمایید که باید عواقب رو به گردن بگیرید یا زمانی که دائم در تلاشید تا ببینید رقیب شما چه کاری انجام می‌دهد. اینها همه کارهایی هستند که از طریق وسوسه انجام می‌شوند به جای اینکه انرژی خودتون رو برای کنترل کردن افراد اطراف خودتون بگذارید بیشتر صرف این کنید که بتوانید روی اونا تاثیرگذار باشید.

۵: نگرانی در مورد لذت بردن از زندگی.

اگر از انتقادی که ممکن است پدر و مادر شما در مورد شما بکنند به خاطر اقدامی است که دارید انجام می‌دهید و یا زمانی که دارید سعی می‌کنید اطرافیان را خوشحال کنید اما انتقاد ها به سمت شما میایند. درواقع با این کار هم شور شما را در زندگی از بین می‌برند و هم استعدادی را که دارید کور می‌کنند. انتخاب های شما می‌تواند روی زندگی اطرافیاتون تاثیر بگذارد به همین خاطر داشتن یک زندگی معتبر نیازمند انتخاب های درست از طرف خودتان است در واقع درستی این امر برمی‌گرده به ارزش های شما که می‌تواند مهم باشه.پس پنچ ارزش حقیقی رو برای خودتان مدنظر قرار بدید و برای حفظ آنها تلاش کنید.

۶: ترس از ریسک کردن.

چیزی که در این باره می‌تواند ترسناک باشه اینه که ممکنه شما برای کاری یک خطر خیلی کوچک را در نظر نگیرید و یا برای یک فرصت خوب هیجان زده بشوید و خطر بزرگ را هم مدنظر قرار ندهید در هردوی اینا نتها چیزی که به طور مستقیم دخالت دارد احساس خودتان است درواقع احساسات شما به راحتی توانایی شما را با ریسکی که می‌خواهید انجام بدهید می‌سنجد تا شما بتوانید به نتیجه خوبی دست پیدا کنید. حتما تا به حال شده بخواهید کاری را انجام بدهید اما در موردش دچار شک شده باشید در این صورت خوبه فواید و خطرات مربوط به کاری را که می‌خواهید انجام بدهید را یادداشت کنید تا بهتر تصمیم بگیرید.

۷: فراموش نکردن گذشته.

همانطور که گذشته آدمی بخش مهمی در یادگیری وی دارد یادآوری دائم آن هم می‌تواند بد باشد چون اگر شما دائم به تصمیماتی که در گذشته گرفتید و یا به روزهای خوبی که در گذشته داشتید فکر کنید مانع از این می‌شود تا برای آینده خودتان هم برنامه درستی را عملی کنید. سعی کنید تا با گذشته خودتان کنار بیایید اگر چه این کار کمی درد ناک است اما اگر دائم به فکر کینه توزی نسبت به افرادی باشید که در حق شما بی مهری کردن می‌تواند به راحتی شما را در گذشته خودتان غرق کند و هیچ موقع از زندگی خودتان لذت نبرید.

۸: تکرار اشتباهات.

همه ما از سنین نوجوانی یاد می‌گیریم که اشتباه کردن بد است و به احتمال زیاد هممون هم اولین بار به سوال مدرسه نتوانستیم جواب بدهیم اما این بد نیست که بدانیم اشتباه کردیم، این بده که اشتباهات خودمان را توجیهی برای ناتوانی خودمان بدانیم. بیاید و غرور خودتان را کنار بگذارید و از اشتباهات خودتان درس بگیرید و به جای اینکه ناتوانی خودتان را جار بزنید به اشتباهات به عنوان یک فرصت نگاه کنید.

۹: ناراحتی از موفقیت دیگران.

پیشرفت همکاری که دارید باهاش کار می‌کنید و یا زمانی که عضوی از خانواده ماشینی می‌خرد که شما نمی‌توانید هزینه آن را پرداخت کنید. در اینجا حس حسادت در شما شکل می‌گیرد که می‌تواند به کلی شما را از مسیر اصلی دور کرده و مانع از موفقیت شما بشود. بیاید و موفقیت را برای خودتان تعریف کنید تا برای شکست هایی که می‌خورید دیگران را مقصر ندانید. در این صورت برای رسیدن به اهداف خودتان توقف نمی‌کنید و دیگر موفقیت دیگران را مانع از پیشرفت خودتان نمی‌دانید.

۱۰: به شکست های خودتان زیاد فکر نکنید.

خیلی از مردم از شکست خوردن می‌ترسند نه به خاطر کاری که می کنند بلکه از این می‌ترسند که ارزش هاشون زیر سوال برود این افراد عموما یا تلاش نمی‌کنند یا اگر تلاشی هم بکنند با کوچک ترین شکست از خودشان ناامید می‌شوند و کار را رها می‌کنند. این نگرش به کلی شما را از رسیدن به موفقیت باز می‌دارد چون به شما اجازه حرکت کردن را نمی‌دهد. اگر کمی از زندگی افراد موفق را خوانده باشید میبینید که آنها مکرر در مسیری که بهش باور داشتن شکست خوردن ولی بازهم به ادامه مسیر پرداختن تا امروز به افرادی موفق تبدیل بشوند. ترس از شکست شما را محدود می‌کند، نمونه خیلی ساده از شکست خجالت کشیدن است که می‌تواند شما را از نظر اجتماعی وارد محدودیت کند. پس به جای این که شکست ها را مانع خودتان بدانید با افتخار در مورد آنها صحبت کنید و سعی کنید قدمی را که اشتباه رفتید اصلاح کنید.

۱۱: ترس از تنهایی.

ترس از تنهایی یکی از شایع ترین عوامل شکست افراد می‌تواند باشد، در واقع مردم حتی دوست ندارند به تنها بودن خودشان فکر کنند به همین خاطر سعی بر این دارند تا روزها و اوقات خودشان را به طور کامل با دوستان سپری کرده و لحظه ایی رو تنها نمنند. اما همیشه تنهایی بد هم نیست شما زمانی که تنها هستید بدون هیچ حواس پرتی می‌توانید فکر کنید و برای آینده خودتان تصمیم گیری کنید. پس خوبه که روزی حداقل ۱۰ دقیقه را برای خودمان باشیم تا بتوانیم از نظر ذهنی کمی آرامش پیدا کنیم.

۱۲: احساس بدهکاری به دنیا.

ما فکر می‌کنیم چون سخت کار می‌کنیم باید به چیزی که می‌خواهیم برسیم و دنیا هم قرار اهداف ما را میسر کند اما این نگرش اصلا سازنده نیست. توجه داشته باشید زمانی که فکر می‌کنید سزاوار بهترین ها هستید این ذهن شماست که این تصور را دارد اما این را فراموش نکنید که زندگی عادلانه زندگی است که خود شما بدست بیاورید نه آن چیزی که دارید بهش فکر می‌کنید.

۱۳: انتظار موفقیت بی چون و چرا.

واقعا کندترین روند زندگی هر فرد می‌تواند مسیر رسیدن به موفقیت باشد، ببینید رسیدن به موفقیت مثل ازدواج کردن نیست که یک شبه اتفاق بیفتد و شما متاهل بشوید این مسیر بیشتر شبیه یک دوی مارتون است تا یک مسابقه اسکیت سواری؛ پس صبور بودن می‌تواند حیاتی باشد. زمانی ذهن آماده طی کردن این مسیر می‌شود که شما بتوانید از چالشی که می‌تواند به دوست شما و یا مشکل مالی شما و یا حتی مشکل سلامتی شما مربوط بشود سربلند بیرون بیایید.

در آخر بگم که هر کس می‌تواند ذهن قوی داشته باشد و بهترین مربی هم فقط خودش است اما این برمی‌گردد به اینکه شما تا چه اندازه نقاط ضعف و قوت خودتان را شناسایی کرده باشید تا بتوانید با چالش های پیش روی تان مقابله کنید.

.

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *