۷ حقیقت زندگی که دوست داشتیم زودتر می دانستیم

تیر, ۱۳۹۶ بدون نظر انگیزشی, سبک زندگی, موفقیت

ما همیشه در مورد اعتماد به نفس داشتن صحبت می‌کنیم و راه های به دست آوردن و افزایشش را هم گفتیم اما جالبه بدانید اعتماد به نفس داشتن نسبت به اعتماد به خود داشتن کمی متفاوت است. اعتماد به نفس داشتن مربوط به خود ما و محیطی که در اون زندگی می‌کنیم می‌شود. یعنی ما تا چه اندازه به خودمان اهمیت می‌دهیم، برای خودمون ارزش قائلیم و یا اینکه  اعضای خانواده ما، مدرسه ما و جامعه تا چه اندازه در مورد ما مثبت و یا منفی فکر می‌کنند. اما اعتماد به خود داشتن مربوط به توانایی هایی که هر کس داره میشه و بر می‌گرده به این حس که ما تا چه اندازه به استعدادمون در مورد انجام هر کاری اطمینان داریم. همه افراد به اولین چیزی که در مورد خودشان فکر می‌کنند، نقاط ضعفی است که دارند اما بد نیست راه هایی را هم بدانید که به بهبودی نقاط قوت شما کمک کند. به عنوان مثال کشور رومانی هم مانند سایر نقاط جهان سیستم آموزشی رقابتی تخریب کننده داره به طوری که دانش آموزان تمام توانایی خودشان را برای به دست آوردن نمره بالاتر صرف می‌کنند بدون اینکه بخواهند واقعا چیزی یاد بگیرند از طرفی این نوع نظام آموزشی باعث می‌شود تا تنها معیار خانواده این باشه که فرزندشان نسبت به بقیه هم کلاسی هایش چه نمره ایی را کسب کرده است. برای همین به استعداد و توانایی های واقعی دانش آموز اصلا توجهی نمی‌شود. یک زن را تصور کنید که تمام تلاشش را می‌کند تا اعتماد به نفس داشته باشد چون او اگر واقعا خودش را بیشتر ببیند میفهمد که چه زیبایی هایی را دارد. اما نبود این دید موجب شده خانم ها دائم در تلاش باشند تا خودشان را کامل کنند یا زمانی را فرض کنید که شما در محیطی کاری و یا دوستانه قرار دارید که سعی می کنید بتوانید دوستی داشته باشید، می‌دانید اینکار به چه خاطری از طرف خیلی از مردم صورت می‎گیره؟ چون، در واقع تایید ارزش شما در اجتماع مردم و دوستانی که دارید هستند.

.

“ما فقط می‌توانیم چیزهایی را که ازشون آگاهی داریم تغییر بدهیم. این ها کارهایی هستند که قبول می‌کنیم حقیقت دارند”

زمانی که شما با حقیقت های زندگی تان مواجه می‌شوید در شرایطی قرار می‌گیرید که اعتماد به نفس خودتان را به چالش می‌کشید و این بهترین زمان است برای اینکه بتوانید نقاط آسیب پذیر خودتان را ترمیم کنید. بس بیایید از مواردی که می‌خواهید آنها را بهبود ببخشید لیستی تهیه کنید و هر روز سعی کنید یکی از آنها را برطرف کنید. برای شروع این کار می‌توانید تمام کارهای مفیدی که انجام دادید را بنویسید و به افزایش کیفیت این کارها و استعداد هایی که دارید بپردازید چون این فعالیت ها توانایی و استعداد سخت کوشی شما را به نمایش می گذارند. به جای اینکه همش دنبال شناخت اطرافیاتون باشید بیایید و از خودتان شروع کنید و خودتان را بشناسید. متاسفانه خیلی از افراد در جوامع با زندگی چند ده ساله هم هنوز خودشان را به خوبی نمی‌شناسند و نمی‌دانند دقیقا در چه موردی استعداد دارند. ممکن است که شما شهودی، متعهد، بلند پروازانه، متمرکز، سخت کوش باشید. نکته اینجاست که حالا شما با شناختی که از خودتان دارید می‌توانید بهتر به اطرافیاتون کمک کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا بتوانید درک بهتری ار توانایی و جهان اطرافتان داشته باشید. پس به جای اینکه از نواقص و نقاط ضعفی که دارید بترسید بیایید با آنها روبرو شوید و آنها را برطرف کنید و یا سعی کنید درکشان کنید چون در غیر اینصورت شما فقط دارید از خودتون فرار می‌کنید.

۱: داشتن ذهنی که تمام بدن را دوست داشته باشد برای یک زندگی سالم ضروری است:

برای اینکه بتوانیم دیگران را دوست داشته باشیم اول باید خودمان را دوست بداریم.

۲: داشتن تمام کمالات برای هرکس به نوعی افسانه بدل شده است:

واقعا از اشتباهاتتون سپاس‌گذار باشید چون این اشتباهات خیلی از نواقص و ناتوانی های شما را بهتون نشان می‌دهند. هرکس زمانی واقعا متوقف می‌شود که دست از تلاش برای رسیدن به کمال بکشد.

۳: شما قربانی نیستید

گذشته افراد به هیچ کس مربوط نمی‌شود اما گذشته شما می‌تواند در زندگی آینده شما تاثیرگذار باشد چون شما با تصمیماتی که در گذشته می‌گیرید زندگی حالتان را دارید می‌سازید. خیلی از افراد دائم دیگران را برای اتفاقاتی که براشون در گذشته افتاده مقصر می‌دانند این افراد کسانی هستند که سعی بر این دارند تا با آزاد کردن خودشان شونه از زیر بار مسئولیت زندگی خودشان خالی کنند و شکست های خودشان را گردن بقیه می اندازند.

۴: نگرانی در مورد آنچه که دیگران فکر می کنند اتلاف وقت است

مسلما شما نمی‌توانید به تمام هواداران و اطرافیان تان به طور کامل و یکنواخت رسیدگی کنید. برای همین هم ممکن است از طرف بعضی افراد بازخورد هایی داشته باشید. هرکس سعی می‌کند، شما را اونجوری که می‌خواهد تصور کند و اگر شما با معیار های اون شخص منافات داشته باشید مسلما از شما ناراحت می‌شود اما این نباید برای شما به قدری مهم باشد که شما را به چالش بکشد؛ در واقع شادی و هدف واقعی شما مسئولیتی است که بر عهده دارید و قرار نیست همه را از خودتان راضی کنید.

۵: انجام ندادن کارهایی که دوست ندارید نوعی مراقبت از خودتان محسوب می‌شود

خیلی از کارها هست که دیگران به شما پیشنهاد می کنند تا شما آنها را انجام بدهید، اما شما از انجام این کارها سر باز می‌زنید. این بخاطر این است که ذاتا شما نمی توانید تحمیل را بپذیرید و نوعی واکنش حفاظتی برای شما می‌باشد چون ذهن شما در اولویت اول امنیت خودش و شما را در نظر می‌گیرد و در وهله بعد به شما اجازه می‌دهد تا شما کاری را انجام بدهید.

۶: لازم نیست زندگی را برای خودتان به یک صحنه رقابت و مبارزه خسته کننده تبدیل کنید

نیازی نیست که شما دائم خودتان را با بقیه مقایسه کنید چون در این جهان همه با هم فرق دارند و به جای اینکه خودتان را از توانایی های دیگران بترسانید خودتان را قبول کنید و به زندگی کردن ادامه بدهید.

۷: مواردی را انتخاب کنید که معتبر هستند

فکر نکنید که قرار نیست اشتباه کنید و می‌توانید در هر موردی درست ترین گزینه را انتخاب کنید و شکستی هم نداشته باشید، اصلا همچین زندگی وجود ندارد اما خوب است که انقدر به خودتان اعتماد داشته باشید که بتوانید برای زندگی خودتان تصمیم بگیرید و عواقبش را هم به عنوان تجربه عملی بپذیرید. زندگی قرار نیست به ما چیزی بدهد. اتفاقاتی که در زندگی همه رخ می‌دهد مواردی هستند که خودشان در طول زمان خواستند و برایش تلاش کردند.

 .

برچسب ها

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *