شش نشانه است که باید از آن مراقبت کنید، البته اگر شما مدیرعامل هستید

۱۳۹۶/۰۴/۳۱ بدون نظر کسب و کار, موفقیت

وقتی از مردم می‌پرسید، دوست دارن مدیر و یا رئیسشون چه ویژگی هایی داشته باشه میگن باید انقدر قدرت داشته باشد که بتواند همه افراد را متقاعد کند تا در مسیری که او می‌خواهد قدم بردارند اما خب همه مدیر ها این شکلی نیستند و همه انقدر قدرت ندارند. اگرچه خیلی از افراد این توانایی ها را هم دارند اما اصلا علاقه ایی به امر مدیریت ندارند. آمارها نشان می‌دهند تنها یک سوم افراد در مشاغل موفق می‌شوند تا خودشون رو به سمت مدیر عاملی برسانند که واقعا مقدار کمی است چون این افراد باید کمی خوش شانس هم باشند تا بتوانند خودشان را به مراتب بالاتر برسانند. اگرچه یک کارمند معمولی می‌تواند خودش را به یک مدیر عامل عالی تبدیل کند و این اصلا غیر ممکن نیست. خب در اینجا ممکن است برای شما که همچین هدفی رو در ذهنتون دارید سوالاتی ایجاد بشود که به جواب نرسیدن این سوالات ممکن است شما را از مسیر اصلی منحرف کند.

.

۱: چقدر در ایجاد یک رابطه و حفظ اون توانایی دارید؟

در امر مدیریت مهم است که تا چه اندازه در ایجاد یک رابطه موفق و حفظ اون کوشا باشید چون ارتباط حرفه ایی، امری جدا ناپذیر در مدیریت به حساب میاید که می‌تواند شما را برای پیشرفت بیشتر یاری کند.ببینید هیچ کس نمی‌تواند فکر کند در یک جزیره زندگی می کند و کسی وجود ندارد و فقط خودش است؛ چون در محیط های کاری شما با همکاری بقیه دارید کار می‌کنید پس ارتباط داشتن با این بقیه برای موفقیت شما مهم است.

یکی از راه هایی که می‌تواند به ارتباط اجتماعی شما کمک کند این است که با همکاران خودتان همکاری داشته باشید چون خیلی از پروژه های کاری هستند که نیاز به یک تیم چند نفره دارند، به همین علت شما ملزم به این هستید تا در کنار آنها کاری را انجام بدهید که می‌تواند به ارتباطات شما هم کمک کند.

۲: تا چه اندازه در دسترس قرار دارید؟

اگر یک فرد منزوی هستید و یا کسی هستید که در برقراری ارتباط با همکاراتان به مشکل برمی‌خورید مطمئنا شما مدیر این شرکت نیستید چون مدیران موفق کسانی هستند که در برابر سوال ها با ذهنی باز تامل کرده و پاسخی قانع کننده ارائه می دهند و در هر زمانی کارمندان شان، اجازه دارند تا با آنها ملاقات حضوری داشته باشند.

خب به هر حال رسیدن به سمت مدیریت کمی دشوار است، چون در جمعی از همکاران رقابت بالاست و همه سعی می‌کنند تا به هر نحوی با رقیب خودشان مقابله کنند به همین خاطر شما برای تبدیل شدن به یک مدیر باید راههای زیادی را آزمایش کنید تا ببینید در محیط کاری شما به چه شکلی می‌شود به درجات بالاتر رسید.

۳: همیشه دیدی وسیع داشته باشید.

افرادی که دیدی کوچک به دنیا دارند نمی‌توانند با کشف های بزرگ قدم بردارند. این دلیل در مورد مدیران اجرایی بیشتر صدق می‌کند، چون این افراد باید ذهنی باز و دیدی گسترده داشته باشند چون مدیران اجرایی در بررسی عوامل موفقیت یک شرکت جنبه های مختلفی را مدنظر قرار می‌دهند که می‌توانند در روند کاری شرکت حیاتی باشند و اگر یکی از این بخش ها نتواند آن بازدهی مناسب را داشته باشد ممکن است به کل شرکت آسیب برساند.

داشتن یک نگرش باز به شما اعتبار می‌دهد؛ شاید بپرسی چطور این امر ممکن است؟ خب این برمی‌گردد به کارمندانی که شما مدیریت آنها را بر عهده دارید چون کارمندان و کلا مردم از مدیرانی خوششان میاید که به راحتی نظر و انتقادات دیگران را رد نمی‌کنند و با تامل در مورد آنها سعی بر این دارند تا منافع شرکت را حفظ کنند البته اگرچه در سطوح بالای مدیریت هیچ موقع تصمیمی گرفته نمی‌شود که در امور شرکت اختلال ایجاد کند.

۴: داشتن فکری استراتژیک.

تصمیم گیری در هر کسب و کار بدون اینکه در مورد کار مدنظر برنامه جامعی تهیه بشود عملا با شکست مواجه می‌شود و این چیزی نیست که یک مدیر موفق بخواهد. چون مدیران کسب و کارهای موفق اعمال نظرات شخصی را امری مخرب دانسته و سعی براین دارند تا کوچک ترین کارها را با یک برنامه از پیش تعیین شده به پیش ببرند تا به مشکلی برنخورند.

اصلا مدیران اجرایی در هر مجموعه با ریسک های بزرگ معروفند اما آنها همیشه کاری را می‌کنند که خودشان فکر می‌کنند درست است و برنامه پشتیبانی را زمانی عملی می‌کنند که ایده خودشان به نتیجه نرسد. به همین خاطر نباید از موانع سر راه بترسید چون ممکن است مشکلی که بنظرتان بزرگ بیاید خیلی ساده از سر راه برداشته بشود به همین دلیل است که همیشه باید برای بدترین شرایط ممکن هم پیش بینی هایی داشته باشید تا در اجرای یک پروژه به مشکل برنخورید چون اینجوری شما خود و شرکت را برای شرایط نابسامان و غیر منتظره آماده نگه می‌دارید که خود برای بقای یک کسب و کار حیاتی است.

۵: چقدر حاضرید به خاطر اشتباهات خودتان عذرخواهی کنید؟

مدیریت در شرکت ها سطوح متفاوتی دارد که به مراتب ارتقا پیدا می‌کند و همیشه مدیران بالا دستی بر این باورند که زیردستانشون اشتباه کرده و تصمیم درست را آنها می‌گیرند و این خودشانند که دارند یک شرکت را مدیریت می‌کنند اما درواقع کارمندان یک شرکت از مدیرانی خوششان میاید که در برابر اشتباهی که مرتکب شدن مسئولیت بپذیرند و عذر خواهی کنند.

مدیران اجرایی موفق عموما در اکثر اوقات به راحتی می‌توانند خودشون رو در محل کار حاضر کنند و مشکلی را که ایجاد شده برطرف سازند چون اساسا این مدیران دیدی جایزه محور به کار ندارند و درواقع خودشان را برای کاری که می‌کنند وقف می‌کنند. آنها می‌دانند کارمندانی که دید جایزه محور دارند در گذر زمان دچار افت می‌شوند که می تواند به راحتی آنها رااز مسیر اصلی خارج کند.

۶: به طور مداوم نتیجه کاراتون را ارائه بدهید.

افرادی که در یک شرکت به مدیریت می‌رسند غالبا کسانی هستند که در بدو ورود به این محیط کاری بخشی از اهدافشان را برای رسیدن به مدیریت تنظیم کردند، این افراد کسانی هستند که با ایجاد رابطه مناسب و برخوردی خوب توانستند نتایج مثبتی را بگیرند. این تنها راه مناسب برای این است که شما خودتان را به آنچه آرزو می‌کنید برسانید.

اگرچه هیچ کس غیر از خود شما نمی‌داند که واقعا شما تا چه اندازه برای رسیدن به این سطح تلاش کردید، چون برای دست یابی به این درجات در هر کاری نیاز به سرمایه گذاری از طرف شما دارد تا بتوانید به آنچه که برای خودتان به عنوان یک هدف تعریف کردید برسید. البته فراموش نکنید برای تبدیل شدن به یک مدیر اجرایی موفق باید زمان طولانی را سپری کنید تا تجربیات کاری خودتان را در تصمیم گیری های لحظه ای ارتقا بدهید.

.

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *